دانشجو، مؤذن جامعه است؛ اگر خواب بماند، نماز امّت قضا می‌شود ....... شهید آیت‌... دکتر بهشتی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 961
 بازدید امروز : 343
 کل بازدید : 416164
 بازدیدکنندگان آنلاين : 18
 زمان بازدید : 0/2813
مطالبات رهبر معظم انقلاب درباره كرسي‎‎هاي آزادانديشي

"آزادانديشي " يكي از نيازهاي امروز جامعه ما بهويژه در حوزه و دانشگاه است كه با تأكيد مقام معظم رهبري، نمود فكري و عملي يافت. اهميت اين موضوع تا آنجاست كه ايشان در ابلاغ سياستهاي كلي برنامه پنجم توسعه در چهارچوب سند چشمانداز 20 ساله ، آن را در زمره سرفصلهاي فرهنگي برنامه قرار داده و با عنوان "تحول و ارتقاي علوم انسانى، با تقويت جايگاه و منزلت اين علوم، جذب افراد مستعد و با انگيزه، اصلاح و بازنگرى در متون و برنامه‎‎ها و روش‏هاى آموزشى، ارتقاي كمى و كيفى مراكز و فعاليتهاى پژوهشى و ترويج نظريه‏پردازى، نقد و آزادانديشى " مطرح ساختند. همچنين در بيانات خود در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوي در نوروز امسال هم فرمودند: "يكى از مسائل مهم كه همت مضاعف و كار مضاعف ميطلبد، مسئله توليد فكر است؛ كتابخوانى، افزايش معلومات عمومى در زمينههاى گوناگون. اين كرسى‌هاى آزادانديشى كه ما عرض كرديم، پيشنهاد كرديم در دانشگاه‎‎ها و در حوزه‎‎ها به راه بيفتد، ميتواند يك جريان سيال فكرى بسيار باارزشى را در جامعه به راه بيندازد. " 

عدهاي ميپندارند كه دغدغه‎‎هاي رهبري كه در قالب شعار و نامگذاري سال و يا تأكيدات ويژه مطرح ميشود، موضوعاتي عادي است كه كم كم، مغفول و مشمول زمان ميشود. ايشان خود درباره اهميت موضوعات مذكور در ديدار ده‎‎ها هزار نفر از زائران و مجاوران حرم رضوي (1384/01/01) ميفرمايند: "اين‏كه ما هر سالى را به نامى و با شعارى موسوم مى‏كنيم و سال را با اين نام و با اين شعار آغاز مى‏كنيم، صرفا يك عمل تشريفاتى نيست. البته اسم‏ها مهم نيست؛ مهم مسماست؛ ليكن اين نامگذارى‏ها به ما و ملت و مسئولان نشان مى‏دهد كه چه مى‏خواهيم و دنبال چه هستيم يا بايد بهدنبال چه باشيم. اگر نهضت آزادانديشى مطرح مى‏شود، براى اين است كه همه مسئولان و همه آحاد ملت احساس كنند كه در اين جهت مسئوليت دارند. كشور به اين شعارها نياز دارد. البته مى‏دانيم كه بسيارى از اين شعارها در سالهاى خود به‏طور كامل تحقق پيدا نكرده است؛ ليكن كارهاى زيادى هم صورت گرفته است. " 


در مجموع، موضوع "آزادانديشي " همواره يكي از مؤلفه‎‎هاي انديشه رهبري بوده است؛ تا آنجا كه ايشان در ديدار با جمعي‌ از اعضاي‌ ‌بسيج‌ دانشجويي‌ دانشگاه‎‎هاي سراسر كشور (1379/11/24) در تعريفي كه از دانشجوي بسيجي ميدهند، جواني‌، طالب‌ علم‌ بودن‌، آزادانديشي‌، آرمانگرايي‌ و در صحنه‌ بودن‌ را از ويژگيهاي ممتاز قشر دانشجو بيان‌ ميكنند

اما طرح اين موضوع بهعنوان مسئله روز جامعه و دانشگاه و تشريح آن براي اولينبار از سوي مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي انجمن اهل قلم (1381/11/08) صورت گرفت. در اين ديدار، ايشان با اشاره‌ به‌ نقش‌ فرهنگ‌ در جامعه‌، تصريح‌ كردند: "تنها راه‌ گسترش‌ فرهنگ‌ و توليد علم‌ و انديشه‌ در كشور، ايجاد فضاي‌ نقادي‌ علمي‌ در پرتو آزادانديشي‌ حقيقي‌ در دانشگاه‎‎ها و حوزه‎‎ها است‌. آزادانديشي‌ در جامعه‌، نه‌ به‌معناي‌ تصور تلاش‌ براي‌ ايجاد زمينه‌ به منظور حمله‌ به‌ بنيانها و ارزشها و نه‌ به‌معناي‌ لزوم‌ حمله‌ به‌ بنيانها و ارزشها است‌، بلكه‌ اين‌ دو تصور، ظلم‌ به‌ آزادانديشي‌ مي‌باشد. " 


رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامي‌ با تأكيد بر اينكه جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌، آزادانديشي‌ به‌ معناي‌ واقعي‌ كلمه‌ را وارد جامعه‌ كرد، افزودند: "البته‌ آزادانديشي‌ يك‌ ادب‌ و فرهنگ‌ خاص‌ دارد. " ايشان‌ آزادانديشي‌ را يك‌ شعار مظلوم‌ در جامعه‌ دانستند و با اشاره‌ به‌ اينكه عدهاي با شعار آزادانديشي‌، اصول‌ مقدس‌ حقيقي‌ و ارزشها را مورد حمله‌ و تحقير قرار مي‌دهند و عدهاي نيز در مقابل‌ آن‌ با هرگونه‌ نوآوري‌ مخالفت‌ مي‌كنند، خاطرنشان‌ كردند: "در عرصه‌ فرهنگ‌ بايد نقطه‌ تعادل‌ ميان‌ مرزشكني‌ و تحجر، بهعنوان‌ آزادانديشي‌ صحيح‌ مشخص‌ و ترويج‌ شود؛ همانگونه‌ كه‌ در عرصه‌ سياسي‌ نيز بايد از افراط و تفريط يعني‌ هرج‌ و مرج‌ و ديكتاتوري‌ اجتناب‌ گردد. " 
نكته جالبتوجه اينجاست كه ايشان، آزادانديشي را در مقابل تحجر قرار نميدهند، بلكه آزادانديشي را حد واسط تحجر و مرزشكني ميدانند (كما اينكه در ديدار اخير خود با دانشجويان، تحجر و تجدد را دو روي يك سكه تصوير كردند). از طرف ديگر، ايشان با توجه به توطئه دشمنان دينگرايي كه با تعريف بنيادگرايي، موج دينطلبي را مورد هجمه قرار ميدهند، با تأكيد بر وجود تفاوت‌ ميان‌ تحجر و اصولگرايي (يا به تعبير دشمنان خارجي، بنيادگرايي) افزودند: "اصولگرايي‌ به‌معناي‌ قبول‌ اصولي‌ مستدل‌ و منطقي‌ و پايبند بودن‌ به‌ آن‌ اصول‌ است‌، در حاليكه‌ تحجر به‌معناي‌ حمايت‌ جاهلانه‌ از باورهاي غيرمستدل‌ مي‌باشد. تحجر فقط در مسائل‌ ديني‌ وجود ندارد، بلكه‌ تحجر سياسي‌ و جناحي‌ حتي‌ با ظاهر روشنفكري‌ نيز همانند تحجر ديني‌ داراي‌ خطرات‌ و آثار سوء فراواني‌ است‌. " 

اما منظور از آزادانديشي چيست؟ رهبر معظم انقلاب، در ديدار دانشجويي خود در 1382/08/15، آزادانه فكر كردن، آزادانه تصميم گرفتن و دنبالهروى نكردن از تلقين بلندگوهاى تبليغاتى غرب را جلوههاى آزادانديشى برشمردند و افزودند: "آزادانديشى با اين معناى وسيع و ژرف، عرصههاى مختلف علمى، معرفتى، سياسى و اجتماعى را شامل مى‏شود. "
ايشان ميفرمايند: "آزاديخواهى نبايد فقط منحصر در معناى محدود سياسى تلقى و معنا شود. در آزاديهاى سياسى، آزاديهاى اجتماعى از بخشهاى مهم آزاديهاى بشرى است. ما خودمان كتك‏خورده و زندان رفته اين آزاديها هستيم و معنى آزادى سياسى را مى‏فهميم؛ اما مى‏گوييم كسانى كه با شعار آزادى سياسى، دنبال تحقق شعارهاى ضدآزادى‏ترين مجموعههاى سياسى دنيا - هيئت حاكمه آمريكا؛ فاشيستهاى ظاهرا دموكرات موجود در دنيا كه از هر فاشيستى، فاشيستترند؛ مجموعه‏اى متعصب و نو محافظه‏كار كه تازه وارد ميدان سياست شده‏اند - درباره ايران هستند، اين‎‎ها آزاديخواهند؟ اين، آزاديخواهى و دنبال آزادى سياسى رفتن است؟ آن شعار آزاديخواهى كه معنا و مآل و خلاصه‏اش اين باشد كه آمريكا حكومت دست‏نشانده خودش را بر اين كشور مسلط كند، آن شعار آزاديخواهى نيست؛ ولو صد بزك و رنگ و روغن آزاديخواهى هم به آن بزنند؛ اين شعار، دروغين و شعار اسارت و خيانت است. با منطقى كه من مى‏گويم، آزادانديشى را عميقتر معنا كنيم تا اينجا هم اثر خودش را ببخشد. آزادانديشى يعنى آزادانه فكر كردن؛ آزادانه تصميم گرفتن؛ ترجمه‏اى، تقليدى و بر اثر تلقين دنبال بلندگوهاى تبليغاتى غرب حركت نكردن. لذا شامل علم، معرفت، مشى سياسى، شعارها و واژه‎‎ها و خواستههاى متعارف سياسى و اجتماعى هم مى‏شود. اگر امروز غرب مى‏گويد دموكراسى، ما بايد فكر كنيم - آزادفكرى يعنى اين - ببينيم آيا همين‏كه او مى‏گويد درست است و دموكراسى به‏صورت مطلق ارزش است، يا نه قابلخدشه است؟ يكى از كارهاى بسيار مهمى كه مورد اشاره بعضى از دوستان هم بود، اين است كه شما مى‏توانيد در سه زمينه علم، عدالتخواهى و آزادانديشى كار تئوريك كنيد. اين كار تئوريك را مى‏توانيد در زمينه جنبش توليد علم يا در زمينه عدالتخواهى انجام دهيد. " 

بار سنگين دانشجويان و دانشگاهيان

مقام معظم رهبري در ارديبهشت 1382 در جمع دانشجويان و اساتيد دانشگاه شهيد بهشتي بار ديگر به اين مسئله ميپردازند: "جنبش آزادانديشي كه چند ماه قبل مطرح شد، اصرار بر مسئله اشتغال - كه در دو سه سال اخير در اين زمينه خيلي تلاش شده است- و اصرار بر تقويت پول ملي، از شعارهايي است كه ما در اين چند سال روي آن‎‎ها تكيه كرديم و براي هركدام حساب خاصي باز شد و به فضل الهي حركت خاصي در دستگاه‎‎هاي مربوط به آن‎‎ها آغاز گرديد. " 

نكته مهم اين است كه در منظومه فكري ايشان، عدالت‏خواهى، توليد علم و آزاديخواهى و آزادانديشى، همگي در كنار هم و به يك اندازه مورد تأكيد است. چنانچه در ديدار اعضاي تشكلها، كانونها، نشريات و هيئت‏هاى مذهبى دانشجويى (1382/08/15) مطالبات جدى جوانان در مورد مسائلى نظير عدالت‏خواهى، توليد علم و آزاديخواهى و آزادانديشى را، پشتوانه‏اى مستحكم براى تعميق و ماندگار شدن حركات اصولى انقلاب و نظام و از جمله آرمانهاى دانشجويى برشمرده و افزودند: "آزاديخواهى نبايد در معناى سياسى، منحصر و محدود شود. البته آزاديهاى سياسى و اجتماعى از بحثهاى مهم آزاديهاى بشرى است، اما كسانيكه با شعار آزادى سياسى دنبال تحقق اهداف فاشيستهاى بهظاهر دموكراتيك حاكم بر آمريكا هستند، قطعا دنبال آزادى و آزادانديشى نيستند و با وجود اينكه شعارهاى خود را رنگ و روغن آزاديخواهى مى‏زنند اما شعار حقيقى آنها، شعار اسارت و خيانت است. " 

آزادانديشي در حوزه‎‎هاي علميه

مقام معظم رهبري، ضمن مقايسه وضعيت آزادانديشي در دانشگاه و حوزه، محيط حوزه را محيط مناسبتري نسبت به محيط دانشگاه ميدانند: "محيط حوزه از اين جهت بهتر از محيط دانشگاه است. علت اين است كه در حوزه، نقادي يكي از محورهاي اصلي است. همه اين بزرگان حوزه كه شما ملاحظه ميكنيد - چه آنهايي كه امروز هستند و چه بزرگترهايي كه در نسلهاي گذشته ما بودند - اصلا در همين محيط نقادي بزرگ شدهاند. هيچ متكلمي و هيچ فيلسوف يا فقيهي از اينكه يك نظر مسلم فقهي يا اصولي يا كلامي قبل از خود را به كلي ابطال كند، ابايي ندارد و از اينكه كسي به او بگويد چرا ابطال كردي هم باكي ندارد؛ چون چنين چيزي اصلا در حوزه گفته نميشود. اين سنت حوزه است كه نظرات گذشتگان را مطرح كنند. شما ملاحظه كنيد؛ امام رضوانالله عليه، آن وقت كه در قم تشريف داشتند در درس اصول، نظرات مد روز را كه نظرات مرحوم آيتالله نائيني بود، ذكر ميكردند، بعد فيه اولا، ثانيا، ثالثا، رابعا و خامسا، اساس حرف را اصلا به هم ميريختند. هيچكس نميگفت چرا. خوب؛ اگر كسي طرفدار آن نظريه بود، ميرفت در درس خود يا در حاشيهاي كه به تقريرات استاد ميزد، مينوشت كه من اين حرف استاد را قبول ندارم... البته اين كارها بايد سازماندهي شود. ما بايد اين تجربيات ناشي از مباحثه و گفتوگوي سالم و محترمانه و شجاعانه را به صورت تجربه‎‎هاي انباشتهاي درآوريم تا بتوانيم از آن‎‎ها استفاده كنيم و علم را بارور كنيم. " 

البته نبايد پنداشت كه مخاطبان كرسي‎‎هاي آزادانديشي صرفا دانشجويان و دانشگاهياناند و اينكه ايشان از سيستم رايج در حوزه‎‎ها تمجيد كردهاند، از بار سنگين مسئوليت حوزويان ميكاهد، كما اينكه خود ايشان در ديدار جمعى از اساتيد، فضلا، مبلغان و پژوهشگران حوزههاى علميه (1386/09/08)، بر اهتمام بيش از پيش به كرسي‎‎هاي آزادانديشي علمي تأكيد و ميفرمايند: "چرا اين كرسيهاى آزادانديشى در قم تشكيل نميشود؟ چه اشكالى دارد؟ حوزههاى علميه ما، هميشه مركز و مهد آزادانديشىِ علمى بوده و هنوز كه هنوز است، ما افتخار ميكنيم و نظيرش را نداريم در حوزههاى درسىِ غير حوزه علميه، كه شاگرد پاى درس به استاد اشكال كند، پرخاش كند و استاد از او استشمام دشمنى و غرض و مرض نكند. طلبه آزادانه اشكال ميكند، هيچ ملاحظه‏ استاد را هم نميكند. استاد هم مطلقا از اين رنج نميبرد و ناراحت نميشود؛ اين خيلى چيز مهمى است. خوب، اين مال حوزه ماست. در حوزههاى علميه ما، بزرگانى وجود داشته‏اند كه هم در فقه سليقه‎‎ها و مناهج گوناگونى را ميپيمودند، هم در برخى از مسائل اصولى‏تر؛ فيلسوف بود، عارف بود، فقيه بود، اين‎‎ها در كنار هم زندگى ميكردند، با هم كار ميكردند؛ سابقه حوزههاى ما اينجورى است. يكى، يك مبناى علمى داشت، ديگرى آن را قبول نداشت. اگر شرح حال بزرگان و علما را نگاه كنيد، از اين قبيل مشاهده ميكنيد
يك نفرى نظر فقهى ميدهد، نظر شاذى است. خيلى خوب، قبول نداريد، كرسى نظريه‏پردازى تشكيل بشود و مباحثه بشود؛ پنج نفر، ده نفر فاضل بيايند اين نظر فقهى را رد كنند با استدلال؛ اشكال ندارد. نظر فلسفى‏اى داده ميشود همينجور، نظر معارفى و كلامى‏اى داده ميشود همينجور. مسئله تكفير و رمى و اين حرفها را بايستى از حوزه ورانداخت؛ آن هم در داخل حوزه نسبت به علماى برجسته و بزرگ؛ يك گوشه‏اى از حرفشان با نظر بنده‏ حقير مخالف است، بنده دهن باز كنم رد مىكنم؛ نميشود اينجورى، اين را بايد از خودِ داخل طلبه‎‎ها شروع كنيد. اين يكچيزى است كه جز از طريق خودِ طلبه‎‎ها و تشكيل كرسيهاى مباحثه و مناظره و همان نهضت آزادفكرى و آزادانديشى كه عرض كرديم، ممكن نيست. اين را عرف كنيد در حوزه علميه؛ در مجلات، در نوشته‎‎ها گفته شود. يك حرف فقهى يك نفر ميزند، يك نفر رساله‏اى بنويسد در رد او؛ كسى او را قبول ندارد، رساله‏اى در رد او بنويسيد. بنويسند، اشكال ندارد؛ با هم بحث علمى بكنند. بحث علمى بهنظر من خوب است. " 

گلايه‎‎ها

اما كمكاري‎‎هاي برخي صاحبان تريبون و مسئوليت و بهويژه دانشجويان و دانشگاهيان، سبب شد تا مقام معظم رهبري در چندين مرحله از عدم پيشرفت در استقرار كرسي‎‎هاي آزادانديشي گله كنند. ايشان در جمع دانشجويان و دانشگاهيان دانشگاه سمنان به نهضت آزادفكري اشاره كردند و اظهار داشتند كه هنوز: "عملا آن كاري را كه من گفته بودم، انجام نشده است؛ نه در حوزه، نه در دانشگاه ". ايشان در اين ديدار يكبار ديگر تأكيد دارند كه مديريت اين كار بر عهده نخبگان، اساتيد فعال، دانشجوي فعال و مجموعه‎‎هاي فعال دانشجويي است: "مسئله آزادانديشياي كه ما گفتيم، ناظر به اين است. بايد راه آزادانديشي و نوآوري و تحول را باز گذاشت، منتها آن را مديريت كرد تا به ساختارشكني و شالودهشكني و برهم زدن پايه‎‎هاي هويت ملي نينجامد، اين كار، مديريت صحيح لازم دارد. چهكسي بايد مديريت كند؟ نگاه‎‎ها فورا ميرود بهسمت دولت و وزارت علوم و...؛ نه، مديريتش با نخبگان است؛ با خود شماست؛ با اساتيد فعال، دانشجوي فعال و مجموعه‎‎هاي فعال دانشجويي. حواستان جمع باشد! دنبال حرف نو و پيدا كردن حرف نو حركت كنيد؛ اما مراقب باشيد كه اين حرف نو در كدام جهت دارد حركت ميكند؛ در جهت تخريب يا در جهت ترميم و تكميل؛ اين‎‎ها با هم تفاوت دارد. اين وظيفهاي است به عهده خود شماها. " 

ايشان همچنين در آبان 1388 در ديدار با جمعي از نخبگان علمي كشور نسبت به عدم پيگيري كرسي‎‎هاي آزاد فكري از سوي دانشجويان گلايه ميكنند: "جنجال فكري غير از مباحثات صحيح است. بنده گفتم كرسي آزادفكري را در دانشگاه‎‎ها بهوجود بياوريد. خوب، شما جوانها چرا بهوجود نياورديد؟ شما كرسي آزادفكري سياسي را، كرسي آزادفكري معرفتي را تو همين دانشگاه تهران، تو همين دانشگاه شريف، تو همين دانشگاه اميركبير بهوجود بياوريد. چند نفر دانشجو بروند، آنجا حرفشان را بزنند، حرف همديگر را نقد كنند، با همديگر مجادله كنند. حق، آنجا خودش را نمايان خواهد كرد. حق اينجوري نمايان نميشود كه كسي يك انتقادي را پرتاب بكند. اينجوري كه حق درست فهميده نميشود. ايجاد فضاي آشفته ذهني با لفاظي‎‎ها هيچ كمكي به پيشرفت كشور نميكند. شما تجربه اين پدر پيرتان را در اين زمينه داشته باشيد. آني كه كمك ميكند به پيشرفت كشور، آزادي واقعي فكرهاست؛ يعني آزادانه فكر كردن، آزادانه مطرح كردن، از هو و جنجال نترسيدن، به تشويق و تحريض اين و آن هم نگاه نكردن. " 

 

اين گلايه‎‎ها و شكايت‎‎ها كه بيشتر متوجه دانشجويان است، از يك طرف نشانگر نقش ويژه دانشجويان در استقرار نظم نوين فكري در سپهر علمي كشور و از سوي ديگر نشاندهنده تكليف عظيميست كه بر دوش آنان نهاده شده، و اين بار سنگين مسئوليت است كه ما را بر آن ميدارد كه گامهايمان در اجراي منويات رهبري را استوارتر و سريعتر برداريم