راس و ریشه ایمان خوش اخلاقی و خود را به راستی آراستن است......................امام علی(ع)
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 908
 بازدید امروز : 833
 کل بازدید : 377060
 بازدیدکنندگان آنلاين : 13
 زمان بازدید : 0/4083
تحلیلی بر مطالبات رهبر انقلاب درباره کرسی های آزاد اندیشی

کمکاری‎‎های برخی صاحبان تریبون و مسئولیت و بهویژه دانشجویان و دانشگاهیان، سبب شد تا مقام معظم رهبری در چندین مرحله از عدم پیشرفت در استقرار کرسی‎‎های آزاداندیشی گله کنند. ایشان در جمع دانشجویان و دانشگاهیان دانشگاه سمنان به نهضت آزادفکری اشاره کردند و اظهار داشتند که هنوز: ،«عملا آن کاری را که من گفته بودم، انجام نشده است؛ نه در حوزه، نه در دانشگاه... »

«آزاداندیشی » یکی از نیازهای امروز جامعه ما بهویژه در حوزه و دانشگاه است که با تأکید مقام معظم رهبری، نمود فکری و عملی یافت. اهمیت این موضوع تا آنجاست که ایشان در ابلاغ سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه در چهارچوب سند چشمانداز 20 ساله ، آن را در زمره سرفصلهای فرهنگی برنامه قرار داده و با عنوان «تحول و ارتقای علوم انسانى، با تقویت جایگاه و منزلت این علوم، جذب افراد مستعد و با انگیزه، اصلاح و بازنگرى در متون و برنامه‎‎ها و روش‏هاى آموزشى، ارتقای کمى و کیفى مراکز و فعالیتهاى پژوهشى و ترویج نظریه‏پردازى، نقد و آزاداندیشى مطرح ساختند. همچنین در بیانات خود در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی در نوروز امسال هم فرمودند: «یکى از مسائل مهم که همت مضاعف و کار مضاعف میطلبد، مسئله تولید فکر است؛ کتابخوانى، افزایش معلومات عمومى در زمینههاى گوناگون. این کرسى‌هاى آزاداندیشى که ما عرض کردیم، پیشنهاد کردیم در دانشگاه‎‎ها و در حوزه‎‎ها به راه بیفتد، میتواند یک جریان سیال فکرى بسیار باارزشى را در جامعه به راه بیندازد».

عدهای میپندارند که دغدغه‎‎های رهبری که در قالب شعار و نامگذاری سال و یا تأکیدات ویژه مطرح میشود، موضوعاتی عادی است که کم کم، مغفول و مشمول زمان میشود. ایشان خود درباره اهمیت موضوعات مذکور در دیدار ده‎‎ها هزار نفر از زائران و مجاوران حرم رضوی (01/01/1384) میفرمایند: «این‏که ما هر سالى را به نامى و با شعارى موسوم مى‏کنیم و سال را با این نام و با این شعار آغاز مى‏کنیم، صرفا یک عمل تشریفاتى نیست. البته اسم‏ها مهم نیست؛ مهم مسماست؛ لیکن این نامگذارى‏ها به ما و ملت و مسئولان نشان مى‏دهد که چه مى‏خواهیم و دنبال چه هستیم یا باید بهدنبال چه باشیم. اگر نهضت آزاداندیشى مطرح مى‏شود، براى این است که همه مسئولان و همه آحاد ملت احساس کنند که در این جهت مسئولیت دارند. کشور به این شعارها نیاز دارد. البته مى‏دانیم که بسیارى از این شعارها در سالهاى خود به‏طور کامل تحقق پیدا نکرده است؛ لیکن کارهاى زیادى هم صورت گرفته است».

 در مجموع، موضوع «آزاداندیشی » همواره یکی از مؤلفه‎‎های اندیشه رهبری بوده است؛ تا آنجا که ایشان در دیدار با جمعی‌ از اعضای‌ ‌بسیج‌ دانشجویی‌ دانشگاه‎‎های سراسر کشور (24/11/1379) در تعریفی که از دانشجوی بسیجی میدهند، جوانی‌، طالب‌ علم‌ بودن‌، آزاداندیشی‌، آرمانگرایی‌ و در صحنه‌ بودن‌ را از ویژگیهای ممتاز قشر دانشجو بیان‌ میکنند.

 اطرح این موضوع بهعنوان مسئله روز جامعه و دانشگاه و تشریح آن برای اولینبار از سوی مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای انجمن اهل قلم (1381/11/08) صورت گرفت. در این دیدار، ایشان با اشاره‌ به‌ نقش‌ فرهنگ‌ در جامعه‌، تصریح‌ کردند: «تنها راه‌ گسترش‌ فرهنگ‌ و تولید علم‌ و اندیشه‌ در کشور، ایجاد فضای‌ نقادی‌ علمی‌ در پرتو آزاداندیشی‌ حقیقی‌ در دانشگاه‎‎ها و حوزه‎‎ها است‌. آزاداندیشی‌ در جامعه‌، نه‌ به‌معنای‌ تصور تلاش‌ برای‌ ایجاد زمینه‌ به منظور حمله‌ به‌ بنیانها و ارزشها و نه‌ به‌معنای‌ لزوم‌ حمله‌ به‌ بنیانها و ارزشها است‌، بلکه‌ این‌ دو تصور، ظلم‌ به‌ آزاداندیشی‌ می‌باشد».

رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامی‌ با تأکید بر اینکه جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، آزاداندیشی‌ به‌ معنای‌ واقعی‌ کلمه‌ را وارد جامعه‌ کرد، افزودند: «البته‌ آزاداندیشی‌ یک‌ ادب‌ و فرهنگ‌ خاص‌ دارد» ایشان‌ آزاداندیشی‌ را یک‌ شعار مظلوم‌ در جامعه‌ دانستند و با اشاره‌ به‌ اینکه عدهای با شعار آزاداندیشی‌، اصول‌ مقدس‌ حقیقی‌ و ارزشها را مورد حمله‌ و تحقیر قرار می‌دهند و عدهای نیز در مقابل‌ آن‌ با هرگونه‌ نوآوری‌ مخالفت‌ می‌کنند، خاطرنشان‌ کردند: «در عرصه‌ فرهنگ‌ باید نقطه‌ تعادل‌ میان‌ مرزشکنی‌ و تحجر، بهعنوان‌ آزاداندیشی‌ صحیح‌ مشخص‌ و ترویج‌ شود؛ همانگونه‌ که‌ در عرصه‌ سیاسی‌ نیز باید از افراط و تفریط یعنی‌ هرج‌ و مرج‌ و دیکتاتوری‌ اجتناب‌ گردد».

نکته جالبتوجه اینجاست که ایشان، آزاداندیشی را در مقابل تحجر قرار نمیدهند، بلکه آزاداندیشی را حد واسط تحجر و مرزشکنی میدانند (کما اینکه در دیدار اخیر خود با دانشجویان، تحجر و تجدد را دو روی یک سکه تصویر کردند). از طرف دیگر، ایشان با توجه به توطئه دشمنان دینگرایی که با تعریف بنیادگرایی، موج دینطلبی را مورد هجمه قرار میدهند، با تأکید بر وجود تفاوت‌ میان‌ تحجر و اصولگرایی (یا به تعبیر دشمنان خارجی، بنیادگرایی( افزودند: «اصولگرایی‌ به‌معنای‌ قبول‌ اصولی‌ مستدل‌ و منطقی‌ و پایبند بودن‌ به‌ آن‌ اصول‌ است‌، در حالیکه‌ تحجر به‌معنای‌ حمایت‌ جاهلانه‌ از باورهای غیرمستدل‌ می‌باشد. تحجر فقط در مسائل‌ دینی‌ وجود ندارد، بلکه‌ تحجر سیاسی‌ و جناحی‌ حتی‌ با ظاهر روشنفکری‌ نیز همانند تحجر دینی‌ دارای‌ خطرات‌ و آثار سوء فراوانی‌ است».‌

اما منظور از آزاداندیشی چیست؟ رهبر معظم انقلاب، در دیدار دانشجویی خود در تاریخ (15/8/1382)، آزادانه فکر کردن، آزادانه تصمیم گرفتن و دنبالهروى نکردن از تلقین بلندگوهاى تبلیغاتى غرب را جلوههاى آزاداندیشى برشمردند و افزودند: «آزاداندیشى با این معناى وسیع و ژرف، عرصههاى مختلف علمى، معرفتى، سیاسى و اجتماعى را شامل مى‏شود».

ایشان میفرمایند: «آزادیخواهى نباید فقط منحصر در معناى محدود سیاسى تلقى و معنا شود. در آزادیهاى سیاسى، آزادیهاى اجتماعى از بخشهاى مهم آزادیهاى بشرى است. ما خودمان کتک‏خورده و زندان رفته این آزادیها هستیم و معنى آزادى سیاسى را مى‏فهمیم؛ اما مى‏گوییم کسانى که با شعار آزادى سیاسى، دنبال تحقق شعارهاى ضدآزادى‏ترین مجموعههاى سیاسى دنیا - هیئت حاکمه آمریکا؛ فاشیستهاى ظاهرا دموکرات موجود در دنیا که از هر فاشیستى، فاشیستترند؛ مجموعه‏اى متعصب و نو محافظه‏کار که تازه وارد میدان سیاست شده‏اند - درباره ایران هستند، این‎‎ها آزادیخواهند؟ این، آزادیخواهى و دنبال آزادى سیاسى رفتن است؟ آن شعار آزادیخواهى که معنا و مآل و خلاصه‏اش این باشد که آمریکا حکومت دست‏نشانده خودش را بر این کشور مسلط کند، آن شعار آزادیخواهى نیست؛ ولو صد بزک و رنگ و روغن آزادیخواهى هم به آن بزنند؛ این شعار، دروغین و شعار اسارت و خیانت است. با منطقى که من مى‏گویم، آزاداندیشى را عمیقتر معنا کنیم تا اینجا هم اثر خودش را ببخشد. آزاداندیشى یعنى آزادانه فکر کردن؛ آزادانه تصمیم گرفتن؛ ترجمه‏اى، تقلیدى و بر اثر تلقین دنبال بلندگوهاى تبلیغاتى غرب حرکت نکردن. لذا شامل علم، معرفت، مشى سیاسى، شعارها و واژه‎‎ها و خواستههاى متعارف سیاسى و اجتماعى هم مى‏شود. اگر امروز غرب مى‏گوید دموکراسى، ما باید فکر کنیم - آزادفکرى یعنى این - ببینیم آیا همین‏که او مى‏گوید درست است و دموکراسى به‏صورت مطلق ارزش است، یا نه قابلخدشه است؟ یکى از کارهاى بسیار مهمى که مورد اشاره بعضى از دوستان هم بود، این است که شما مى‏توانید در سه زمینه علم، عدالتخواهى و آزاداندیشى کار تئوریک کنید. این کار تئوریک را مى‏توانید در زمینه جنبش تولید علم یا در زمینه عدالتخواهى انجام دهید.

بار سنگین دانشجویان و دانشگاهیان

مقام معظم رهبری در اردیبهشت 1382 در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه شهید بهشتی بار دیگر به این مسئله میپردازند: «جنبش آزاداندیشی که چند ماه قبل مطرح شد، اصرار بر مسئله اشتغال - که در دو سه سال اخیر در این زمینه خیلی تلاش شده است- و اصرار بر تقویت پول ملی، از شعارهایی است که ما در این چند سال روی آن‎‎ها تکیه کردیم و برای هرکدام حساب خاصی باز شد و به فضل الهی حرکت خاصی در دستگاه‎‎های مربوط به آن‎‎ها آغاز گردید».

نکته مهم این است که در منظومه فکری ایشان، عدالت‏خواهى، تولید علم و آزادیخواهى و آزاداندیشى، همگی در کنار هم و به یک اندازه مورد تأکید است. چنانچه در دیدار اعضای تشکلها، کانونها، نشریات و هیئت‏هاى مذهبى دانشجویى (15/8/1382) مطالبات جدى جوانان در مورد مسائلى نظیر عدالت‏خواهى، تولید علم و آزادیخواهى و آزاداندیشى را، پشتوانه‏اى مستحکم براى تعمیق و ماندگار شدن حرکات اصولى انقلاب و نظام و از جمله آرمانهاى دانشجویى برشمرده و افزودند: «آزادیخواهى نباید در معناى سیاسى، منحصر و محدود شود. البته آزادیهاى سیاسى و اجتماعى از بحثهاى مهم آزادیهاى بشرى است، اما کسانیکه با شعار آزادى سیاسى دنبال تحقق اهداف فاشیستهاى بهظاهر دموکراتیک حاکم بر آمریکا هستند، قطعا دنبال آزادى و آزاداندیشى نیستند و با وجود اینکه شعارهاى خود را رنگ و روغن آزادیخواهى مى‏زنند اما شعار حقیقى آنها، شعار اسارت و خیانت است».

آزاداندیشی در حوزه‎‎های  علمیه

مقام معظم رهبری، ضمن مقایسه وضعیت آزاداندیشی در دانشگاه و حوزه، محیط حوزه را محیط مناسبتری نسبت به محیط دانشگاه میدانند: «محیط حوزه از این جهت بهتر از محیط دانشگاه است. علت این است که در حوزه، نقادی یکی از محورهای اصلی است. همه این بزرگان حوزه که شما ملاحظه میکنید - چه آنهایی که امروز هستند و چه بزرگترهایی که در نسلهای گذشته ما بودند - اصلا در همین محیط نقادی بزرگ شدهاند. هیچ متکلمی و هیچ فیلسوف یا فقیهی از اینکه یک نظر مسلم فقهی یا اصولی یا کلامی قبل از خود را به کلی ابطال کند، ابایی ندارد و از اینکه کسی به او بگوید چرا ابطال کردی هم باکی ندارد؛ چون چنین چیزی اصلا در حوزه گفته نمیشود. این سنت حوزه است که نظرات گذشتگان را مطرح کنند. شما ملاحظه کنید؛ امام رضوانالله علیه، آن وقت که در قم تشریف داشتند در درس اصول، نظرات مد روز را که نظرات مرحوم آیتالله نائینی بود، ذکر میکردند، بعد فیه اولا، ثانیا، ثالثا، رابعا و خامسا، اساس حرف را اصلا به هم میریختند. هیچکس نمیگفت چرا. خوب؛ اگر کسی طرفدار آن نظریه بود، میرفت در درس خود یا در حاشیهای که به تقریرات استاد میزد، مینوشت که من این حرف استاد را قبول ندارم... البته این کارها باید سازماندهی شود. ما باید این تجربیات ناشی از مباحثه و گفتوگوی سالم و محترمانه و شجاعانه را به صورت تجربه‎‎های انباشتهای درآوریم تا بتوانیم از آن‎‎ها استفاده کنیم و علم را بارور کنیم».

البته نباید پنداشت که مخاطبان کرسی‎‎های آزاداندیشی صرفا دانشجویان و دانشگاهیاناند و اینکه ایشان از سیستم رایج در حوزه‎‎ها تمجید کردهاند، از بار سنگین مسئولیت حوزویان میکاهد، کما اینکه خود ایشان در دیدار جمعى از اساتید، فضلا، مبلغان و پژوهشگران حوزههاى علمیه (8/9/1386)، بر اهتمام بیش از پیش به کرسی‎‎های آزاداندیشی علمی تأکید و میفرمایند: «چرا این کرسیهاى آزاداندیشى در قم تشکیل نمیشود؟ چه اشکالى دارد؟ حوزههاى علمیه ما، همیشه مرکز و مهد آزاداندیشىِ علمى بوده و هنوز که هنوز است، ما افتخار میکنیم و نظیرش را نداریم در حوزههاى درسىِ غیر حوزه علمیه، که شاگرد پاى درس به استاد اشکال کند، پرخاش کند و استاد از او استشمام دشمنى و غرض و مرض نکند. طلبه آزادانه اشکال میکند، هیچ ملاحظه‏ استاد را هم نمیکند. استاد هم مطلقا از این رنج نمیبرد و ناراحت نمیشود؛ این خیلى چیز مهمى است. خوب، این مال حوزه ماست. در حوزههاى علمیه ما، بزرگانى وجود داشته‏اند که هم در فقه سلیقه‎‎ها و مناهج گوناگونى را میپیمودند، هم در برخى از مسائل اصولى‏تر؛ فیلسوف بود، عارف بود، فقیه بود، این‎‎ها در کنار هم زندگى میکردند، با هم کار میکردند؛ سابقه حوزههاى ما اینجورى است. یکى، یک مبناى علمى داشت، دیگرى آن را قبول نداشت. اگر شرح حال بزرگان و علما را نگاه کنید، از این قبیل مشاهده میکنید

یک نفرى نظر فقهى میدهد، نظر شاذى است. خیلى خوب، قبول ندارید، کرسى نظریه‏پردازى تشکیل بشود و مباحثه بشود؛ پنج نفر، ده نفر فاضل بیایند این نظر فقهى را رد کنند با استدلال؛ اشکال ندارد. نظر فلسفى‏اى داده میشود همینجور، نظر معارفى و کلامى‏اى داده میشود همینجور. مسئله تکفیر و رمى و این حرفها را بایستى از حوزه ورانداخت؛ آن هم در داخل حوزه نسبت به علماى برجسته و بزرگ؛ یک گوشه‏اى از حرفشان با نظر بنده‏ حقیر مخالف است، بنده دهن باز کنم رد مىکنم؛ نمیشود اینجورى، این را باید از خودِ داخل طلبه‎‎ها شروع کنید. این یکچیزى است که جز از طریق خودِ طلبه‎‎ها و تشکیل کرسیهاى مباحثه و مناظره و همان نهضت آزادفکرى و آزاداندیشى که عرض کردیم، ممکن نیست. این را عرف کنید در حوزه علمیه؛ در مجلات، در نوشته‎‎ها گفته شود. یک حرف فقهى یک نفر میزند، یک نفر رساله‏اى بنویسد در رد او؛ کسى او را قبول ندارد، رساله‏اى در رد او بنویسید. بنویسند، اشکال ندارد؛ با هم بحث علمى بکنند. بحث علمى بهنظر من خوب است».

گلایه‎‎ها
اما کمکاری‎‎های برخی صاحبان تریبون و مسئولیت و بهویژه دانشجویان و دانشگاهیان، سبب شد تا مقام معظم رهبری در چندین مرحله از عدم پیشرفت در استقرار کرسی‎‎های آزاداندیشی گله کنند. ایشان در جمع دانشجویان و دانشگاهیان دانشگاه سمنان به نهضت آزادفکری اشاره کردند و اظهار داشتند که هنوز: «عملا آن کاری را که من گفته بودم، انجام نشده است؛ نه در حوزه، نه در دانشگاه» ایشان در این دیدار یکبار دیگر تأکید دارند که مدیریت این کار بر عهده نخبگان، اساتید فعال، دانشجوی فعال و مجموعه‎‎های فعال دانشجویی است: «مسئله آزاداندیشیای که ما گفتیم، ناظر به این است. باید راه آزاداندیشی و نوآوری و تحول را باز گذاشت، منتها آن را مدیریت کرد تا به ساختارشکنی و شالودهشکنی و برهم زدن پایه‎‎های هویت ملی نینجامد، این کار، مدیریت صحیح لازم دارد. چهکسی باید مدیریت کند؟ نگاه‎‎ها فورا میرود بهسمت دولت و وزارت علوم و...؛ نه، مدیریتش با نخبگان است؛ با خود شماست؛ با اساتید فعال، دانشجوی فعال و مجموعه‎‎های فعال دانشجویی. حواستان جمع باشد! دنبال حرف نو و پیدا کردن حرف نو حرکت کنید؛ اما مراقب باشید که این حرف نو در کدام جهت دارد حرکت میکند؛ در جهت تخریب یا در جهت ترمیم و تکمیل؛ این‎‎ها با هم تفاوت دارد. این وظیفهای است به عهده خود شماها»
ایشان همچنین در آبان 1388 در دیدار با جمعی از نخبگان علمی کشور نسبت به عدم پیگیری کرسی‎‎های آزاد فکری از سوی دانشجویان گلایه میکنند: «جنجال فکری غیر از مباحثات صحیح است. بنده گفتم کرسی آزادفکری را در دانشگاه‎‎ها بهوجود بیاورید. خوب، شما جوانها چرا بهوجود نیاوردید؟ شما کرسی آزادفکری سیاسی را، کرسی آزادفکری معرفتی را تو همین دانشگاه تهران، تو همین دانشگاه شریف، تو همین دانشگاه امیرکبیر بهوجود بیاورید. چند نفر دانشجو بروند، آنجا حرفشان را بزنند، حرف همدیگر را نقد کنند، با همدیگر مجادله کنند. حق، آنجا خودش را نمایان خواهد کرد. حق اینجوری نمایان نمیشود که کسی یک انتقادی را پرتاب بکند. اینجوری که حق درست فهمیده نمیشود. ایجاد فضای آشفته ذهنی با لفاظی‎‎ها هیچ کمکی به پیشرفت کشور نمیکند. شما تجربه این پدر پیرتان را در این زمینه داشته باشید. آنی که کمک میکند به پیشرفت کشور، آزادی واقعی فکرهاست؛ یعنی آزادانه فکر کردن، آزادانه مطرح کردن، از هو و جنجال نترسیدن، به تشویق و تحریض این و آن هم نگاه نکردن»
این گلایه‎‎ها و شکایت‎‎ها که بیشتر متوجه دانشجویان است، از یک طرف نشانگر نقش ویژه دانشجویان در استقرار نظم نوین فکری در سپهر علمی کشور و از سوی دیگر نشاندهنده تکلیف عظیمیست که بر دوش آنان نهاده شده، و این بار سنگین مسئولیت است که ما را بر آن میدارد که گامهایمان در اجرای منویات رهبری را استوارتر و سریعتر بردارید.